|
اشعار از یکی از دوستام به نام امیر عسکری
بوم دنیاحالا من اینجا نشستم روبه روی بوم دنیا رویای محالسوالمو جواب نداد میگه حرفام گنگ براش عدمراوی غصه ها شدم این دیگه حاشا ندارهببین دل شكستمو، ببین دیگه نا نداره؟ تو جنگ آسمونو ماه چشام فقط یه ناظره تنم برای جون دادن همیشه حی وحاظره حرمت سقف آسمون دیگه شكسته مهربون اونم داره میره سفر دیگه شدم بی همزبون ازعشق واون همه صفا چندتایی مونده خاطره دیگه كسی نمی شینه غروبا پشت پنجره عشقم شده عروسكی افتاده دست بچه ها چی می دونن ازعاشقی آدمای پر مدعا تنهایی منظره رو، نظارگر شدم بازم با بوسه قاصدكا براتون آهنگ بسازم؟ تا مرز خونه خدا تا شب بازم قدم زدم برای دیدن خودم، یه سری به عدم زدم توعشق ودلدادگیا، سهم منم شده جنون دارم میمیرم ای خدا شكنجه می شم از درون آینهسکوت تو ای آینه گم می کنه عکس منواین دل من جا می زاره حتی روزای روشنو ای آینه چیزی بگو، اگه شده واسه یه بار به خاطر خدام شده منو به خاطرت بیار ای آینه همدم من خستگی رو بگیر ازم تواین روزای پرملال خیلی خیلی دیگه کمم ای آینه تو ذهن توفقط یه عکس مونده ازم سر اومده طاقت دل توغصه واین همه غم ای آینه سکوت تو همدم فریاد منه اما چه فایده که بازم این گوش دنیامون کره نجات عاشقانه ها برای بار آخره ای آینه راستی بگو جاده با کی همسفره؟ ای آینه بهم بگو شب تا سحر فکر چیی؟ با کسی هستی یا توهم ، همخونه تاریکیی ای آینه دعا بکن قلب تو پاک می دونم من همه سادگیتو از توی چشمات می خونم ای آینه تنها نمون تنهایی قسمت منه مردن وپوسیدن دل سهم دقایق منه ای آینه پرنده شو برو به آرزوی دور برو تا باز نبیننت آدمای همیشه کور. شعر شكستشعرشکستم و بازم، تو آسمون هک می کنمبرای اثبات دلم من به تنم شک می کنم هنوز انگار منتظرن این چشای خسته من مثنوی غصه شده هزارو یک شبای من همش میکن روزای خوب تو راه باز داره میاد آهای بفهم روزای ما ، سخت میره سخت ترش میاد غصه دیگه تو این روزا دوست صمیمی منه از خنده های غم واست هرچی بگم بازم کمه زندگیروزای خالی از درنگ كجا میرید با این شتاب؟ به یاد اون...به یاد بغض و،رنگ تبعید تقدیرهنوز عطر ترو میدن همه روزای تقدیرمچرا ،منو نمی خوای تو،بگو چی بوده تقصیرم بدون تو اگه باشم تموم لحظه هام پوچه هنوزم اسم تو مونده، رو دیوارای این كوچه هنوزم بهت آینه منو یاد تو می ندازه مرور خاطرات تو منو به گریه می ندازه بدون این گریه های تلخ برای حفظ ظاهر بود تو جشن گریه های من ،فقط ،ستاره حاظر بود هنوزم شونه دیوار رفیق هق هقم می شه شبی دیگه بدون تو ،بااشك من سحرمی شه دوباره فصل پاییزم تواین روزای تنهایی همیشه خوابتو دیدم ،تو رویا وتو بیداری هنوزم ساكت وسردن ستاره ها تواین شبها سكوتش مثل فریاده،هنوز این زخمی تنها آسمون كاغذیتو آسمون كاغذی ،من موندم واین همه غم آلبومعكسای پاره آلبوم همشون سا كت و سردناما با این همه خوبی همشون لبریز دردن عكسای توی این آلبوم، انگاری درد ومیفهمن اما با این همه پاكی دل به اونا نمی بندم توی اون صفحه اول عكس یاد تو رو دیدم از همون خنده نازت كلی من ستاره چیدم توی اون صفحه دوم، گل یاد تو نشسته بقل عكس قشنگت، عكس منه كه شكسته تموم خاطرهاتم هك شده توی خیالم چند ورق مونده تا پایان، كمكم كن كم نیارم وسط آلبوم رسیدم عكستو دیكه ندیدم مرور شد خاطرهای ،سادهرفتن وپریدن صفحه هفتم دفتر پر از شعر رو گلایست توی این دل مردگیها پر حس یه بهانست صفحه هشتم آلبوم عكس من مونده چه تنها كمك از تو خواسته بودم، اما عكست نبود اونجا تموم حس عجیبم بمونه تو صفحه قبل اما تن رو با یه زحمت، كشیدم تا صفحه بعد صفحه آخر آلبوم قسمت بغض منه باز آلبومو بازم میبندم لحظه سكوتمه باز حالا من تو این سكوتم خودمو همراه نداشتم انگاری تو ذهن آلبوم خودمو من جا گذاشتم.
![]() شب و هوس در انتظار خوابم و صد افسوس خوابم به چشم باز نمیاید اندوهگین و غمزده می گویم شاید ز روی ناز نمی اید چون سایه گشته خواب و نمی افتد در دامهای روشن چشمانم می خواند آن نهفته نامعلوم در ضربه های نبض پریشانم مغروق این جوانی معصوم مغروق لحظه های فراموشی مغروق این سلام نوازشبار در بوسه و نگاه و همآغوشی می خواهمش در این شب تنهایی با دیدگان گمشده در دیدار با درد ‚ درد سکت زیبایی سرشار ‚ از تمامی خود سرشار می خواهمش که بفشردم بر خویش بر خویش بفشرد من شیدا را بر هستیم به پیچد ‚ پیچد سخت آن بازوان گرم و توانا را در لا بلای گردن و موهایم گردش کند نسیم نفسهایش نوشد بنوشد که بپیوندم با رود تلخ خویش به دریایش وحشی و داغ و پر عطش و لرزان چون شعله های سرکش بازیگر در گیردم ‚ به همهمه ی در گیرد خکسترم بماند در بستر در آسمان روشن چشمانش بینم ستاره های تمنا را در بوسه های پر شررش جویم لذات آتشین هوسها را می خواهمش دریغا ‚ می خواهم می خواهمش به تیره به تنهایی می خوانمش به گریه به بی تابی می خوانمش به صبر ‚ شکیبایی لب تشنه می دود نگهم هر دم در حفره های شب ‚ شب بی پایان او آن پرنده شاید می گرید بر بام یک ستاره سرگردان ________________________ آرزو آرزوي من اين است در سپيده اي شفاف در دلت شوم مهمان يك سپيده بي انصاف آرزوي من اين است توي عصر طوفاني قانعم كني جوري كه هميشه مي ماني آرزوي من اين است كه تو مال من باشي غير ممكن ممكن تو محال من باشي آرزوي من اين است با دو بال جادويي روي چشم تو باشم مثل نور ليمويي آرزوي من اين است بين اين همه انسان نيت تو من باشم توي فال با فنجان آرزوي من اين است كه دو روز طولاني در كنار تو باشم فارغ از پشيماني آرزوي من اين است كه تو مثل يك سايه سرپناه من باشي لحظه تر گريه آرزوي من اين است يا شوي فراموشم يا كه مثل غم هر شب گيرمت در آغوشم آرزوي من اين است عشق تو كمم باشد اسم تو فقط زخمي روي مرهمم باشد آرزوي من اين است نرم و عاشق و ساده همسفر شوي با من در سكوت جاده آرزوي من اين است كه تو ساز من باشي من نياز تو باشم تو نياز من باشي آرزوي من اين است هستي تو من باشم لحظه هاي هشياري مستي تو من باشم آرزوي من اين است تو غزال من باشي تك ستاره روشن در خيال من باشي آرزوي من اين است در شبي پر از رويا پيش ماه و تو باشم تا سحر لب دريا آرزوي من اين است در تولدي دوم مثل مه شوم در تو با همه وجودم گم آرزوي من اين است از سفر نگويي تو تو هم آرزويي كن اوج آرزويي تو آرزوي من اين است آرزو كني من را معني اش كني با عشق شعر سبز ماندن را آرزوي من اين است مثل سيم يك گيتار زير دست تو باشم لحظه خوش ديدار آرزوي من اين است مثل ليلي و مجنون پيروي كنيم از عشق اين جنون بي قانون آرزوي من اين است در پگاهي از اسفند راهي سفر گرديم طبق رسم يك پيوند آرزوي من اين است در شبي كه تاريك است تو بگويي از وصلي كه لطيف و نزديك است آرزوي من اين است زير سقف اين دنيا من براي تو باشم تو براي من تنها
به روايت پرنسس عشق
امشب دل من به اندازه ۷ آسمان ابری گرفته است . ای کاش راهی برای تخلیه باران بی پایان چشم هایم داشتم ولی افسوس که همه راه ها ،يا بي راهه اند و يا به بن بست ختم مي شوند. اي كاش دليل متولد شدن خود را مي دانستم ،هرچند واضح است كه براي غصه خواندن و تنها ماندن روي زمين خاكي اي كه علاوه بر ظاهر زيبايش ،چهره دروني زشت و آلوده اي دارد و نمي تواند مرا كه در احساسات لطيف بي مانند هستم ،تحمل كند و مايه آزار من است به دنيا آمده ام ... اي كاش خالق خود را مي ديدم و يا مي توانسم با او به مذاكره بنشينم اما حيف كه او هم مرا قبولنمي كند ، او كه مهربان ترين مهربانان است ! تا از او بپرسم چرا به بعضي از بندگانش ،همه خواسته هايشان را داده و مي دهد ولي به بعضي ديگر كه او را بي ريا صدا مي زنند،توجهي نمي كند ، اي كاش مي توانستم بپرسم و جواب بگيرم ،اي كاش ... ______________________________________ شب هر شب وقتي تنها مي شم حس مي كنم پيش مني دوباره گريم مي گيره انگار تو آغوش مني روم نمي شه نگات كنم وقتي كه اشك تو چشامه با اينكه نيستي پيش من انگار دستات تو دستامه بارون مي باره و تو رو دوباره پيشم ميينم اشك تو چشام حلقه مي شه دوباره تنها مي شينم قول بده وقتي تنها ميشم بازم بياي كنار من شبهاي جمعه كه مياد بياي سر مزار من دوباره باز ياد تو شد زمزمه ي نبودنم ببين كه عاقبت چي شد قصه ي با تو بودنم اگه سر مزار من نشوني از نبودنه دستاي نامردم شهر چرا ازم ربودنت بارون مي باره وتو رو دوباره پيشم مي بينم اشك تو چشام حلقه مي شه دوباره تنها مي شينم به زير خاكم و هنوز نرفتي از خيال من غصه نخور سياه نپوش گريه نكن براي من ديگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم دوباره لحظه ها سپرد منو به باد رفتنم بارون مي باره وتو رو دوباره پيشم مي بينم اشك تو چشام حلقه مي شه دوباره تنها مي شينم ديگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم رو سنگ قبرم بنويس تنها ترين تنها منم ____________________________ وداع گفتن لحظه ي آخر واسه من هنوز سؤاله ديدن دوباره ي تو فقط تو خواب و خياله لحظه هاي آخر تو,توي قلب من مي مونه هيچكي مثل تو بلد نيست دلمو بسوزونه بدون بعد رفتن تو روز و شب واسم سياهه مي دونم بر نمي گردي اما باز چشام به راهه جاي پات به روي قلبم هنوزم تازگي داره نه باورم نمي شه مي گن كه منو دوستم نداره قول ميدم قول ميدم وقتي كه نيستي عكستو بغل نگيرم قول ميدم روزي هزار بار واسه ي اشكات نمي رم قول ميدم وقتي كه نيستي پاي عشق تو نسوزم قول ميدم در انتظارت چشمامو به در ندوزم حالا ديگه گل خشكت از تو تنهام يادگاره منتظر به رات مي مونم تا تو برگردي دوباره باورم كن باورم كن كه بدون تو مي ميرم بي تو تنهام خوب مي دوني كه تو غصه هام اسيرم به زير خاكم و هنوز نرفتي از خيال من غصه نخور سياه نپوش گريه نكن براي من ديگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم دوباره لحظه هام سپرد منو به باد رفتنم بارون مي باره و تو رو دوباره پيشم مي بينم اشك تو چشام حلقه مي شه دوباره تنها مي شينم قول بده وقتي تنها مي شم بازم بياي كنار من شباي جمعه كه مي گن بياي سر مزار من به زير خاكم و هنوز نرفتي از خيال من غصه نخور سياه نپوش گريه نكن براي من ديگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم دوباره لحظه هام سپرد منو به باد رفتنم سهم من از تو دوريه تو لحظه هاي بي كسي قشنگي قسمت ماست كه ما به هم نمي رسيم پاِِييزه غريب و بي رنگ اون همه برگ مگه كم بود گل من رو چرا چيدي گل من دنياي من بود
شعری که جوشید از دلم اینبار باشد مال تو.
احساس شیرین دلی ، تبدار باشد مال تو.
از من بریدی بی سبب، من هم گذشتم از دلم .
پاینده باشی سهم این ، ایثار باشد مال تو.
باشد برو بی اعتنا ، تنها رهایم کن ولی ،
قلبی که مانده پشت این ، دیوار باشد مال تو.
چیزی ندارم من دگر، جز یک رمق جان در بدن .
حتی همین این یک رمق، صدبار باشد مال تو.
جز شعر چیز دیگری ، در چنته ام پیدا نشد.
قابل ندارد این غزل ، بردار باشد مال تو.
از اینکه چند وقتیه که دیر به دیر آپدیت می کنم متاسفم
از همه دوستان هم عذرخاهی می کنم که نمی تونم بهشون سر بزنم ، خیلی درگیر درس شدم ، قط فرصت می کنم بیام و آپدیت کنم. دوستانی که می خوان از به روز شدن وبلاگ با خبر بشن می تونند در قسمت ویژه عضوخبر نامه بشن، که هم در پایین پست و هم در قسمت راست وبلاگ قرار داره ______________________________________________________________________________ آدمك آخر دنياست بخند
|
|


