تبليغاتX
حرفهای یه عاشق دیوونه

حرفهای یه عاشق دیوونه

در اين سكوت بغض آلود قطره اشكي هوس سرسره بازي مي كند
اشعار از یکی از دوستام به نام امیر عسکری

بوم دنیا

حالا من اینجا نشستم روبه روی بوم دنیا
ساده وخسته و تنها، چشم به راه صبح فردا
حرفای صمیمی تو همشون تلخن و سنگین
تموم شبای عمرم مثل حرفات شده غمگین
یادمه مادر بزرگم زیر گوش من می گفتش
قصه زندگی ما قصه سنگ و شیشه
روزای زندگی ما سیاه مثل همیشه
من هنوز اینجا نشستم توی این سكوت ساحل
خودم اون جا بودم اما فكر من یه جای باطل
فكر من یاد گذشتس فكرفصل بچگیا
همشون گذشتن اما از اونا چی مونده حالا
من دارم مثل یه ماهی، جون می دم آروم می میرم
نمی دونم وقت مردن چرا آروم نمی گیرم
نگو واسه مردن من هنوز این لحضه ها زوده
خیلی وقته مردم اینجا كسی با خبر نبوده
واسیه دیدن مرگم روح من چه دیر رسیده
توی اون شب و شلوغی، هیچ چیزی انگارندیده
توی بخت وسرنوشتم می دونی كه من اسیرم
یه روزی بهار بودم من حالا من خود كویرم.
 


رویای محال

سوالمو جواب نداد میگه حرفام گنگ براش
نذاشت که من راهی بشم به زیر بارون چشاش
سوالمو جواب نداد ، گفتش که دوستت ندارم
نمی تونم توی دلت گلای عشقو بکارم
حال منو نفهمیدش وقتی که رفتش بی صدا
ندید كه غم عشقشو من كشیدم تا به كجا
نفهمیدش که بعد از اون، سایه ای حتی ندارم
نمی دونم دونست یا نه ، تو این شبا بی ستارم
نفهمیدم چشاش چطور یک دفعه منو جادو کرد
تا لب دره سقوط چه طوری منو راهی کرد
جاده هارو طی می کنم تا دورشم ازیاد چشاش
اشک منو درمیاره طرز قشنگ خنده هاش
دستای مهربونیشو نداد به دست سرد من
قبول نکرد که عاشقه، این دل بیچاره من
بعد جواب سرد اون، دل مثل بچه ها شده
سهم منم از عشق اون، گریه بی صدا شده
قلم تو دستم دوباره گریه رو از سر می گیره
از این همه مکر و دروغ جون می ده آروم می میره
همه می گن ساده نباش رفته که رفته بی خیال
اسم اونو دلم نوشت، تو آرزوهای محال
 

عدم

راوی غصه ها شدم این دیگه حاشا نداره
ببین دل شكستمو، ببین دیگه نا نداره؟
تو جنگ آسمونو ماه چشام فقط یه ناظره
تنم برای جون دادن همیشه حی وحاظره
حرمت سقف آسمون دیگه شكسته مهربون
اونم داره میره سفر دیگه شدم بی همزبون
ازعشق واون همه صفا چندتایی مونده خاطره
دیگه كسی نمی شینه غروبا پشت پنجره
عشقم شده عروسكی افتاده دست بچه ها
چی می دونن ازعاشقی آدمای پر مدعا
تنهایی منظره رو، نظارگر شدم بازم
با بوسه قاصدكا براتون آهنگ بسازم؟
تا مرز خونه خدا تا شب بازم قدم زدم
برای دیدن خودم، یه سری به عدم زدم
توعشق ودلدادگیا، سهم منم شده جنون
دارم میمیرم ای خدا شكنجه می شم از درون

آینه

سکوت تو ای آینه گم می کنه عکس منو
این دل من جا می زاره حتی روزای روشنو
ای آینه چیزی بگو، اگه شده واسه یه بار
به خاطر خدام شده منو به خاطرت بیار
ای آینه همدم من خستگی رو بگیر ازم
تواین روزای پرملال خیلی خیلی دیگه کمم
ای آینه تو ذهن توفقط یه عکس مونده ازم
سر اومده طاقت دل توغصه واین همه غم
ای آینه سکوت تو همدم فریاد منه
اما چه فایده که بازم این گوش دنیامون کره
نجات عاشقانه ها برای بار آخره
ای آینه راستی بگو جاده با کی همسفره؟
ای آینه بهم بگو شب تا سحر فکر چیی؟
با کسی هستی یا توهم ، همخونه تاریکیی
ای آینه دعا بکن قلب تو پاک می دونم
من همه سادگیتو از توی چشمات می خونم
ای آینه تنها نمون تنهایی قسمت منه
مردن وپوسیدن دل سهم دقایق منه
ای آینه پرنده شو برو به آرزوی دور
برو تا باز نبیننت آدمای همیشه کور.

شعر شكست

شعرشکستم و بازم، تو آسمون هک می کنم
برای اثبات دلم من به تنم شک می کنم
هنوز انگار منتظرن این چشای خسته من
مثنوی غصه شده هزارو یک شبای من
همش میکن روزای خوب تو راه باز داره میاد
آهای بفهم روزای ما ، سخت میره سخت ترش میاد
غصه دیگه تو این روزا دوست صمیمی منه
از خنده های غم واست هرچی بگم بازم کمه

زندگی

روزای خالی از درنگ كجا میرید با این شتاب؟
نگاه كنید به این روزا از پشت چهره نقاب
نگاه كنید كه این روزا پنجره ها بسته شده
ازتكرار بی كسیا دل تو سینه خسته شده
نگاه كنید زندگیمون پر شده از مكر و دروغ
بازم دلو فریب میدیم ،تو این روزای بی فروغ
تو آسمونا می شماریم ستاره های مردرو
به هم دیگه قرض نمیدیم، بذرگلای خنده رو
دقیقه ها رومی شماریم تا بشه روز تازه ای
باز دل عاشقم شكست، چه اتفاق ساده ای
فقط میگن مسافری تو این روزای پر شتاب
جاده هارو طی می كنی تا می رسی به یه سراب
آرزوهات یكی یكی جلوی اون چشات میان
تو ذهن تو نقش می گیره صدتا سوال بی جواب
واسه همه آرزوهات با ناله تو اشك می ریزی
تازه حالا حس می كنی چقدر غریب وبی كسی
زندگی رو حالا بفهم روزای سخت وپر ملال
دوباره دست تكون بده برای رویای محال
 


به یاد اون...

به یاد بغض و،رنگ تبعید
به یاد تنهای وخواب خورشید
به یاد اون پرنده كه،پرش شكسته
تو تنهایش كنج قفس نشسته
به یاد اون سقوط فصل باور
كه زرد وپر غصه شده سراسر
به یاد اون آسمون كاغذی
به یاد فصل، تلخ دلواپسی
به یاد اون پنجره نیمه باز
هق هق و گریه كار هروز ماست
به یاد اون غربت تلخ دیوار
دوست دارم ،برو ،خدانگهدار
 

تقدیر

هنوز عطر ترو میدن همه روزای تقدیرم
چرا ،منو نمی خوای تو،بگو چی بوده تقصیرم
بدون تو اگه باشم تموم لحظه هام پوچه
هنوزم اسم تو مونده، رو دیوارای این كوچه
هنوزم بهت آینه منو یاد تو می ندازه
مرور خاطرات تو منو به گریه می ندازه
بدون این گریه های تلخ برای حفظ ظاهر بود
تو جشن گریه های من ،فقط ،ستاره حاظر بود
هنوزم شونه دیوار رفیق هق هقم می شه
شبی دیگه بدون تو ،بااشك من سحرمی شه
دوباره فصل پاییزم تواین روزای تنهایی
همیشه خوابتو دیدم ،تو رویا وتو بیداری
هنوزم ساكت وسردن ستاره ها تواین شبها
سكوتش مثل فریاده،هنوز این زخمی تنها

آسمون كاغذی

تو آسمون كاغذی ،من موندم واین همه غم
آشنای لحظه هام شده ،مصیبت ای دم به دم
تو آسمون كاغذی ستاره آتیش می كشن
به روی نام عاشقا خطای ممتد می كشن
تو آسمون كاغذی جدایی حرف اوله
تو كوچه های آسمون ،عشق همیشه دربه دره
تو آسمون كاغذی دلارو مسموم می كنن
چشمارو از دیدن عشق همیشه محروم می كنن
تو آسمون كاغذی نه دل مونده نه پنجره
نماد مهربونیا،اینجا به شكل خنجره

 

آلبوم

عكسای پاره آلبوم همشون سا كت و سردن
اما با این همه خوبی همشون لبریز دردن
عكسای توی این آلبوم، انگاری درد ومیفهمن
اما با این همه پاكی دل به اونا نمی بندم
توی اون صفحه اول عكس یاد تو رو دیدم
از همون خنده نازت كلی من ستاره چیدم
توی اون صفحه دوم، گل یاد تو نشسته
بقل عكس قشنگت، عكس منه كه شكسته
تموم خاطرهاتم هك شده توی خیالم
چند ورق مونده تا پایان، كمكم كن كم نیارم
وسط آلبوم رسیدم عكستو دیكه ندیدم
مرور شد خاطرهای ،سادهرفتن وپریدن
صفحه هفتم دفتر پر از شعر رو گلایست
توی این دل مردگیها پر حس یه بهانست
صفحه هشتم آلبوم عكس من مونده چه تنها
كمك از تو خواسته بودم، اما عكست نبود اونجا
تموم حس عجیبم بمونه تو صفحه قبل
اما تن رو با یه زحمت، كشیدم تا صفحه بعد
صفحه آخر آلبوم قسمت بغض منه باز
آلبومو بازم میبندم لحظه سكوتمه باز
حالا من تو این سكوتم خودمو همراه نداشتم
انگاری تو ذهن آلبوم خودمو من جا گذاشتم.

 


 
   

شب و هوس و آرزو ، فروغ فرخزاد



 

شب و هوس

در انتظار خوابم و صد افسوس
خوابم به چشم باز نمیاید
اندوهگین و غمزده می گویم
شاید ز روی ناز نمی اید
چون سایه گشته خواب و نمی افتد
در دامهای روشن چشمانم
 می خواند آن نهفته نامعلوم
در ضربه های نبض پریشانم
مغروق این جوانی معصوم
مغروق لحظه های فراموشی
مغروق این سلام نوازشبار
در بوسه و نگاه و همآغوشی
 می خواهمش در این شب تنهایی
با دیدگان گمشده در دیدار
با درد ‚ درد سکت زیبایی
سرشار ‚ از تمامی خود سرشار
می خواهمش که بفشردم بر خویش
بر خویش بفشرد من شیدا را
بر هستیم به پیچد ‚ پیچد سخت
آن بازوان گرم و توانا را
 در لا بلای گردن و موهایم
گردش کند نسیم نفسهایش
نوشد بنوشد که بپیوندم
با رود تلخ خویش به دریایش
وحشی و داغ و پر عطش و لرزان
چون شعله های سرکش بازیگر
در گیردم ‚ به همهمه ی در گیرد
خکسترم بماند در بستر
 در آسمان روشن چشمانش
بینم ستاره های تمنا را
 در بوسه های پر شررش جویم
لذات آتشین هوسها را
می خواهمش دریغا ‚ می خواهم
می خواهمش به تیره به تنهایی
 می خوانمش به گریه به بی تابی
می خوانمش به صبر ‚ شکیبایی
لب تشنه می دود نگهم هر دم
در حفره های شب ‚ شب بی پایان
او آن پرنده شاید می گرید
بر بام یک ستاره سرگردان
________________________
آرزو

آرزوي من اين است در سپيده اي شفاف
در دلت شوم مهمان يك سپيده بي انصاف

آرزوي من اين است توي عصر طوفاني
قانعم كني جوري كه هميشه مي ماني

آرزوي من اين است كه تو مال من باشي
غير ممكن ممكن تو محال من باشي

آرزوي من اين است با دو بال جادويي
روي چشم تو باشم مثل نور ليمويي

آرزوي من اين است بين اين همه انسان
نيت تو من باشم توي فال با فنجان
آرزوي من اين است كه دو روز طولاني
در كنار تو باشم فارغ از پشيماني

آرزوي من اين است كه تو مثل يك سايه
سرپناه من باشي لحظه تر گريه

آرزوي من اين است يا شوي فراموشم
يا كه مثل غم هر شب گيرمت در آغوشم

آرزوي من اين است عشق تو كمم باشد
اسم تو فقط زخمي روي مرهمم باشد

آرزوي من اين است نرم و عاشق و ساده
همسفر شوي با من در سكوت جاده

آرزوي من اين است كه تو ساز من باشي
من نياز تو باشم تو نياز من باشي

آرزوي من اين است هستي تو من باشم
لحظه هاي هشياري مستي تو من باشم

آرزوي من اين است تو غزال من باشي
تك ستاره روشن در خيال من باشي

آرزوي من اين است در شبي پر از رويا
پيش ماه و تو باشم تا سحر لب دريا

آرزوي من اين است در تولدي دوم
مثل مه شوم در تو با همه وجودم گم

آرزوي من اين است از سفر نگويي تو
تو هم آرزويي كن اوج آرزويي تو

آرزوي من اين است آرزو كني من را
معني اش كني با عشق شعر سبز ماندن را

آرزوي من اين است مثل سيم يك گيتار
زير دست تو باشم لحظه خوش ديدار

آرزوي من اين است مثل ليلي و مجنون
پيروي كنيم از عشق اين جنون بي قانون

آرزوي من اين است در پگاهي از اسفند
راهي سفر گرديم طبق رسم يك پيوند

آرزوي من اين است در شبي كه تاريك است
تو بگويي از وصلي كه لطيف و نزديك است

آرزوي من اين است زير سقف اين دنيا
من براي تو باشم تو براي من تنها
 
   
به روايت پرنسس عشق
امشب دل من به اندازه ۷ آسمان ابری گرفته است .
ای کاش راهی برای تخلیه باران بی پایان چشم هایم داشتم
ولی افسوس که همه راه ها ،يا بي راهه اند و يا به بن بست ختم مي شوند.
اي كاش دليل متولد شدن خود را مي دانستم ،هرچند واضح است كه براي غصه خواندن و
تنها ماندن روي زمين خاكي اي كه علاوه بر ظاهر زيبايش ،چهره دروني زشت و آلوده اي
دارد و نمي تواند مرا كه در احساسات لطيف بي مانند هستم ،تحمل كند و مايه آزار من است به دنيا آمده ام ...
اي كاش خالق خود را مي ديدم و يا مي توانسم با او به مذاكره بنشينم اما حيف كه او هم مرا قبولنمي كند ، او كه مهربان ترين مهربانان است !
تا از او بپرسم چرا به بعضي از بندگانش ،همه خواسته هايشان را داده و مي دهد ولي به بعضي ديگر كه او را بي ريا صدا مي زنند،توجهي نمي كند ، اي كاش مي توانستم بپرسم و جواب بگيرم ،اي كاش ...
______________________________________
شب

هر شب وقتي تنها مي شم حس مي كنم پيش مني
دوباره گريم مي گيره انگار تو آغوش مني
روم نمي شه نگات كنم وقتي كه اشك تو چشامه
با اينكه نيستي پيش من انگار دستات تو دستامه
بارون مي باره و تو رو دوباره پيشم ميينم
اشك تو چشام حلقه مي شه دوباره تنها مي شينم
قول بده وقتي تنها ميشم بازم بياي كنار من
شبهاي جمعه كه مياد بياي سر مزار من
دوباره باز ياد تو شد زمزمه ي نبودنم
ببين كه عاقبت چي شد قصه ي با تو بودنم
اگه سر مزار من نشوني از نبودنه
دستاي نامردم شهر چرا ازم ربودنت
بارون مي باره وتو رو دوباره پيشم مي بينم
اشك تو چشام حلقه مي شه دوباره تنها مي شينم
به زير خاكم و هنوز نرفتي از خيال من
غصه نخور سياه نپوش گريه نكن براي من
ديگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم
دوباره لحظه ها سپرد منو به باد رفتنم
بارون مي باره وتو رو دوباره پيشم مي بينم
اشك تو چشام حلقه مي شه دوباره تنها مي شينم
ديگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم
رو سنگ قبرم بنويس      تنها ترين تنها منم
____________________________
وداع

گفتن لحظه ي آخر واسه من هنوز سؤاله
ديدن دوباره ي تو فقط تو خواب و خياله
لحظه هاي آخر تو,توي قلب من مي مونه
هيچكي مثل تو بلد نيست دلمو بسوزونه
بدون بعد رفتن تو روز و شب واسم سياهه
مي دونم بر نمي گردي اما باز چشام به راهه
جاي پات به روي قلبم هنوزم تازگي داره
نه باورم نمي شه مي گن كه منو دوستم نداره
قول ميدم
قول ميدم وقتي كه نيستي عكستو بغل نگيرم
قول ميدم روزي هزار بار واسه ي اشكات نمي رم
قول ميدم وقتي كه نيستي پاي عشق تو نسوزم
قول ميدم در انتظارت چشمامو به در ندوزم
حالا ديگه گل خشكت از تو تنهام يادگاره
منتظر به رات مي مونم تا تو برگردي دوباره
باورم كن      باورم كن كه بدون تو مي ميرم
بي تو تنهام خوب مي دوني كه تو غصه هام اسيرم
به زير خاكم و هنوز نرفتي از خيال من
غصه نخور  سياه نپوش  گريه نكن براي من
ديگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم
دوباره لحظه هام سپرد منو به باد رفتنم
بارون مي باره و تو رو دوباره پيشم مي بينم
اشك تو چشام حلقه مي شه دوباره تنها مي شينم
قول بده وقتي تنها مي شم بازم بياي كنار من
شباي جمعه كه مي گن بياي سر مزار من
به زير خاكم و هنوز نرفتي از خيال من
غصه نخور  سياه نپوش  گريه نكن براي من
ديگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم
دوباره لحظه هام سپرد منو به باد رفتنم
سهم من از تو دوريه تو لحظه هاي بي كسي
قشنگي قسمت ماست كه ما به هم نمي رسيم
پاِِييزه غريب و بي رنگ اون همه برگ مگه كم بود
گل من رو چرا چيدي گل من دنياي من بود

 

   
شعری که جوشید از دلم اینبار باشد مال تو.

احساس شیرین دلی ، تبدار باشد مال تو.

 

از من بریدی بی سبب، من هم گذشتم از دلم .

 

پاینده باشی سهم این ، ایثار باشد مال تو.

 

باشد برو بی اعتنا ، تنها رهایم کن ولی ،

 

قلبی که مانده پشت این ، دیوار باشد مال تو.

 

چیزی ندارم من دگر، جز یک رمق جان در بدن .

 

حتی همین این یک رمق، صدبار باشد مال تو.

 

جز شعر چیز دیگری ، در چنته ام پیدا نشد.

 

قابل ندارد این غزل ، بردار باشد مال تو.

   
از اینکه چند وقتیه که دیر به دیر آپدیت می کنم متاسفم
از همه دوستان هم عذرخاهی می کنم که نمی تونم بهشون سر بزنم ، خیلی درگیر درس شدم ، قط فرصت می کنم بیام و آپدیت کنم.
دوستانی که می خوان از به روز شدن وبلاگ با خبر بشن می تونند در قسمت ویژه عضوخبر نامه بشن، که هم در پایین پست و هم در قسمت راست وبلاگ قرار داره
______________________________________________________________________________

آدمك آخر دنياست بخند
آدمك مرگ همينجاست بخند


آن خــدايي كه بزرگش خوانـدي
به خدا مثل تو تنهاست بخنــــد


دستخطي كه تو را عاشق كرد
شوخي كاغذي ماست بخنــــد


فكـر كـن فكـر تو ارزشـمند اسـت
فكر كن گريه چه زيباست بخنــــد


صبح فردا به شبت نيست كه نيست
تازه انگار كه فرداست  بخنــــد


راسـتي آن چـه بـه يـادت داديـم
پر زدن نيست كه درجاست بخنــــد


آدمك نغمه آغاز نخوان  !!
به خدا آخر دنياست بخنــــد . . .






Powered by WebGozar



   
درباره وبلاگ
دوستش دارم تا ابد
دوستان من
نوشته های پیشین
دوستان
بخش ویژه





Powered by WebGozar




Yahoo bot last visit powered by MyPagerank.Net

كل بازديد ها : دانلود قالب

RSS
powered by : Blogfa , free persian blog service.

pictofxt

Lonely Girl Template

template id : TBF_004 template name : Lonely Girl

eshghoolane

یه عاشق دیوونه

http://eshghoolane.blogfa.com

حرفهای یه عاشق دیوونه

دوستش دارم تا ابد در اين سكوت بغض آلود قطره اشكي هوس سرسره بازي مي كند Free Blog Templates

Template Design Workshop offers professional web templates, flash templates and other web design products available for immediate download. This template also designed by Template Design Workshop design team. You can download free templates for your site, blog, cms or portal. Feel free to contact us about new templates.

Multimedia Design Group Multimedia Design Group Medium Blog Medium Blog Free Blog Templates Blog Templates Free Blog and Site Templates Flashmate Free Persian Blog Templates. Advanced Persian Blog Templates. pictofxt

قالب دختر تنها

قالب دختر تنها براي بلاگفا